سکوت

 

من سکوت خویش را گم کردذه ام !

ای سکوت ، ای مادر فریاد ها

گم شدم در این هیاهو ، گم شدم

تو کجایی تا بگیری داد من ؟

گر سکوت خویش را می داشتم

زندگی پر بود از فریاد من

                                    " فریدون مشیری "

آغاز سال تحصیلی 92-91

عزیزان من تبریک سال جدید تحصیلی رو از من پذیرا باشید

 

آغاز سال نو، با شادی و سرور

هم ‌دوش و هم ‌زبان، حرکت به سوی نور

آغاز مدرسه، فصل شکفتن است

در زنگ مدرسه، بیداری من است

در دل دارم امید، بر لب دارم پیام

هم‌ شاگردی سلام، هم‌ شاگردی سلام

مهر از افق دمید، فصلی دگر رسید

فصل کلاس و درس، ما را دهد نوید

شد فصل کسب علم، فصل تلاش و کار

دانش به نسل ما، می ‌بخشد اعتبار

در دل دارم امید، بر لب دارم پیام

هم ‌شاگردی سلام، هم ‌شاگردی سلام

ای در کنار ما، آموزگار ما

چون شمع روشنی، در روزگار ما

روشن ز نور توست، کاشانه دلم

در کار من تویی، حلال مشکلم

در دل دارم امید، بر لب دارم پیام

هم‌ شاگردی سلام، هم ‌شاگردی سلام

فردا از آن توست، ای نسل چاره ‌ساز

با یاری خدا، آینده را بساز

فردای روشن است، با وحدت کلام

از ما تو را درود، از ما تو را سلام

در دل دارم امید، بر لب دارم پیام

هم‌ شاگردی سلام، هم ‌شاگردی سلام


 

دل من یه روز یه دریا زد و رفت

 زنده یاد ناصر عبداللهی

دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
پاشنه ی  كفش فرارو ور كشيد
آستين همت رو بالا زد و رفت

يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشه ی  فردا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوٌا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامه ی فرداها رو تا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت

دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
زنده ها خيلی براش كهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش می خواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال كليد خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشه ی  فردا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوّا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامه ی فرداها رو تا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت

فراموش شده

 

ما هیچ گاه همدیگر را به تأمل نمی نگریم

زیرا مجال نیست

این گونه است که عزیزترین کسانمان را

در چشم بر هم زدنی

به حوصله ی زمانه از یاد می بریم

                                 " حسین پناهی "

عشق

اینم یه تعریف جالب از عشق

 

عشق اگر پیدا شود ،‌که دیگر عشق نیست . معرفت است

عشق از آن رو هست که نیست

پیدا نیست ولی حس می شود

                                   "محمود دولت آبادی "

رویین تن

 

من شکست نمی‌خورم، ایمان و دوست داشتن، رویین تنم کرده اند…

دلارام

این غزل ناب تقدیم شما

 

ساقیا برخیــــــــــــــز و درده جام را          خاک بر سر کن غــــــــــــم ایام را

ساغر می بر کفم نه تا ز بــــــــــــر          بـــــــــرکشم این دلق ازرق فام را

گــــــــــر چه بدنامیست نزد عاقلان          ما نمی‌خواهیــــــــم ننگ و نام را

باده در ده چند از این باد غـــــــــرور          خــــــــاک بر سر نفس نافرجام را

دود آه سینه ی نالان مـــــــــــــــــن          سوخت این افســــــردگان خام را

محـــــــــــــــــرم راز دل شیدای خود          کس نمــی‌بینم ز خاص و عام را

با دلارامی مــــرا خاطر خوش است          کز دلم یک باره بــــــــــــرد آرام را

ننگــــــــــــرد دیگر به سرو اندر چمن          هر که دید آن سرو سیم اندام را

صبر کن حافظ به سختی روز و شب          عـــــــــــاقبت روزی بیابی کام را

                                            " حافظ "