روزه
نبودنت را
تا چند روزه باشم !؟
چشمانت را تشنه ام !
آغوشت را گرسنه !
افطارم نمی دهی ؟
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 16:19 توسط رضا
|
نبودنت را
تا چند روزه باشم !؟
چشمانت را تشنه ام !
آغوشت را گرسنه !
افطارم نمی دهی ؟
پنهانی بودنت را دوست دارم
همین که هستی
ما را بس
با اینکه رفته ای
بدان
همینکه یکبار
چشمانم بر سر سفره ی چشمانت نشسته اند
نمک ناشناسی نمی کنند
انتظار حرمت چشمانت را می کشند
دهانم را می بنددند
تا نگویم دوستت دارم
اما غافل از اینکه
ذره ذره ی وجودم تو را صدا می زنند