شعر

 

و من از تو سرشار خواهم شد

وقتی چشمانت را در برهوت آزادی به چشمانم ببخشی

تا من به اشتیاق نگاهت با لبانم برای لبانت شعر ببافم

قسم

 

تو را که آب حیاتی برای داغ دلم

تو را که روح دمیدی به جان و آب و گلم

قسم به بوی نگاهت به گرمی نفست

که ذره ای ز دوست داشتنت دست مهلم

 

دلم

درود

خیلی وقته نیستم

اما دلم همیشه با شماست

ممنون که همیشه هستین