قایم باشک
درست یک عمر است
که در سیاهی شب چشم گذاشته ام
و تو پنهان
در هزار توی شب شده ای
من هنوز در حال شمردنم
و گوش هایم را تیز کرده ام تا تو از گوشه ای
بگویی بیا
و می ترسم اگر باز کنم چشم هایم را
نباشی
و پیدا نشوی
چه بازی سختی است "قایم باشک"
صدایم کن
اعداد تمام شدند !
می ترسم
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 1:27 توسط رضا
|