درست یک عمر است 

که در سیاهی شب چشم گذاشته ام

و تو پنهان 

در هزار توی شب شده ای 

من هنوز در حال شمردنم

و گوش هایم را تیز کرده ام تا تو از گوشه ای 

بگویی بیا

و می ترسم اگر باز کنم چشم هایم را 

نباشی 

و پیدا نشوی 

چه بازی سختی است "قایم باشک"

صدایم کن 

اعداد تمام شدند !

می ترسم