باز آمدی ای آشنا
باز آمدي اي آشنا تا من ز شادي پر بگيرم
آن شور و حال رفته را چون آمدي از سر بگيرم
همچون گل آمدي اي نو بهارم
پايان بخشيده اي بر انتظارم
در مقدم تو چون ابر بهاري
وز شوق روي تو اشكي ببارم
با تو ای آشنا همچون گذشته ها
عشق نهان در سینۀ من پا گرفته
رنگی دگر در چشم من دنیا گرفته
دوباره گویی صبا ز گلشن
شکوفه آرد به کلبۀ من به کلبۀ من
باز آمدي اي آشنا تا من ز شادي پر بگيرم
آن شور و حال رفته را چون آمدي از سر بگيرم
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 2:15 توسط رضا
|