هيچكس دربه درت نيست، خيالت نرسد

هيچ تاجي به سرت نيست، خيالت نرسد

هيچ عاشق صفتِ شاعر ِ دلسوخته اي

روز و شب نوحه گرت نيست، خيالت نرسد

حق نداري كه بسوزاني و آتش بزني

دلم ارث پدرت نيست خيالت نرسد

بعد از اين خواه برو خواه بمان هيچ مرا

كار با خير و شرت نيست ، خيالت نرسد

بي‌تو يا با تو به هر حال زمين مي‌گردد

و كسي منتظرت نيست خيالت نرسد

 

" حامد رئیس یزدی "