گاهی سراغم را بگیر از کوچه های آشتی

از حس بی تاب دلت، حسی که بود و داشتی

گاهی مرا فریاد کن ، شاید من اینجا بشنوم

یادی بکن از مرده ای، که زنده می پنداشتی 

آن دور ها ، آن سال ها ، گفتی که مجنون منی

گفتی که از شوریدگی، سر را به صحرا می زنی

لرزیده ام بی انتها از آن جنون ، آن ادعا 

یادی بکن از بیدی که در احساس من می کاشتي