دست هایت
سر انگشتانت شکوفه می دهند
تا من ببويمشان
و دست هایت به لب هایم آب
تا زنده بمانم
چون مادری به کودک خویش
آه انگشتانت
آنها حتی قلب مرا شخم زده اند
و اکنون قلبی سوخته ام
آنگاه که تو
حجم خالی آغوشم را پر می کنی
قلبی سوخته
در کوزه آبی که تو می نوشانی ام
" پابلو نرودا "
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۴ ساعت 22:40 توسط رضا
|